و جاهدوا فی الله حق جهاده

سیب سرخی سر نیزه است دعا کن من هم ، این چنین کال نمانم ...به شهادت برسم

و جاهدوا فی الله حق جهاده

سیب سرخی سر نیزه است دعا کن من هم ، این چنین کال نمانم ...به شهادت برسم

دیروز از هر چه بود گذشتیم ؛ امروز از هر چه بودیم.
آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز.
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.
جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد.
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم.بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

**پیشاپیش عذر می خوام،،،به علت مشغله ی فراوان نمی توانم دنبال کننده ی خوبی باشم**

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۰ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

یکی از همرزمان شهید عماد مغنیه گفت یک روز به داخل اتاق کار شهید عماد مغنیه رفتم و دیدم چند نیروی استشهادی را برای رزم سخت آماده می‌کند؛ خوشبختانه حاج عماد با دقت بالایی که در آموزش دادن داشت به این موفقیت رسید که دشمن از هیچ یک از عملیات‌های مخفی او با خبر نشد. وقتی به اتاق آماده‌سازی نیروها رفتم یک درب نیمه‌ سوخته و چند مشک پاره تیرخورده را دیدم که برایم بسیار حیرت‌آور بود. با دیدن این صحنه‌ها ناخودآگاه منقلب شدم و او خودش به سوالاتی که مدنظر بود، پاسخ داد. شهید مغنیه گفت "حاجی! این نمادهایی که دیدید برای گرفتن میثاق از رزمندگان جنگ‌های سخت حزب‌الله است. علامت‌های ماهوی که در ملکوت ارزش الهی دارد."

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۳
سیب سرخ

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۳
سیب سرخ

ﻣﻨﻢ آﻧﮑﻪ ذرۀ ذره ام، ﺷﺪه ام ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﻘﯿﻢ ﺗﻮ

ﺷﺐ و روز ﻣﻦ ﺷﺪه آرزو، ﺑﻪ هوای وصل ﺣﺮﯾﻢ ﺗﻮ …
ﺗﻮ ﭘﻨﺎه ﮐﻞ وﺟﻮدی و، ﻣﻨﻢ اھﻞ ﮐﮫﻒ و رﻗﯿﻢ ﺗﻮ
ز ﺧﺮاﺑﻪ ھﺎی دﻟﻢ زﻧﻢ، در آﺳﺘﺎن ﻋﻈﯿﻢ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﺟﮫﺎن ﻧﯿﺎﻣﺪه ﺳﺎﺋﻠﻢ، ﺑﻪ ﻋﻄﺎی دﺳﺖ ﮐﺮﯾﻢ ﺗﻮ
ﺷﺪه اﺳﺖ روﺿﮥ ﺟﻨﺘﻢ، ﺷﺮر ﺷﻨﯿﺪن روﺿﻪ ھﺎ
رﺳﺪ از ﻓﺮا ﺳﻮی آﺳﻤﺎن:
ﻗﺘﻞ اﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﮑﺮﺑﻼ
ﺗﻮﯾﯽ آﻧﮑﻪ رﯾﺸﮥ ﺷﮏ زده، ﺗﺒﺮ ﻗﯿﺎم و ﯾﻘﯿﻦ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﻧﻔﺎق ﮔﻔﺘﻪ ای ﺑﺎ دﻣﺖ، ﻣﻦ و دﯾﻦ ﻣﻦ، ﺗﻮ و دﯾﻦ ﺗﻮ
دل ﻣﻦ ﺷﮑﺎر ﺷﺪ از ازل، ز ﮐﻤﺎن ﭼﺸﻢ و ﮐﻤﯿﻦ ﺗﻮ
ﺗﻮ اﻣﯿﺮ ﺻﺪره ﻧﺸﯿﻨﯽ و ﻣﻨﻢ ﻋﺒﺪ ﺧﺎک ﻧﺸﯿﻦ ﺗﻮ …
ز وﺿﻮی ﺧﻮن ﺷﺪه ﻣﺴﺘﺘﺮ، اﺛﺮ ﺳﺠﻮد و ﺟﺒﯿﻦ ﺗﻮ
ﺗﻮ ﭼﺮاغ ﺧﻠﻖ ﻣﺨﻠﺪی، ﺗﻮ ﮐﺠﺎ و ﺧﺎک زﻣﯿﻦ ﮐﺠﺎ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ اﯾﻦ ﻏﻢ و درد را:
ﻗﺘﻞ اﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﮑﺮﺑﻼ
ﺑﻪ ﺧﺪای ﻋﺰ و ﺟﻞ ﻗﺴﻢ، ﻧﺸﻮم ﺟﺪا دﻣﯽ از درت
ز ﻣﺪﯾﺢ اﺻﻐﺮت ﻋﺎﺟﺰم، ﭼﻪ رﺳﺪ ﺑﻪ رﺗﺒﮥ اﮐﺒﺮت
ﺑﻪ ﺗﻤﺎم ﻋﻤﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ام، ھﻤﻪ ﺣﺎﺟﺘﻢ ز ﺑﺮادرت
ﺳﺮ ﻣﻦ ﻓﺪای ﺳﺮی ﮐﻪ ﺷﺪ، روی ﻧﯿﺰه در ﺑﺮ ﺧﻮاھﺮت
رﺳﺪم ھﻨﻮز ز ﮐﺮﺑﻼ، ﺷﺐ ﺟﻤﻌﻪ ﻧﻮﺣﮥ ﻣﺎدرت
ﮐﻪ ﺑﻤﯿﺮم از ﻏﻢ ﺣﻨﺠﺮت، ﮐﻪ ﺳﺮت ﺷﺪ از ﺑﺪﻧﺖ ﺟﺪا
ﺷﺪه روﺿﻪ ی ﻟﺐ دﺧﺘﺮت:
ﻗﺘﻞ اﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﮑﺮﺑﻼ
ﭘﺪرم ﺷﻮد ﺑﻪ ﻓﺪای آن، ﺑﺪن ﺑﻪ ﺧﺎک ﺗﭙﯿﺪه ات
ﮐﻪ ﺳﻪ روز ﻣﺎﻧﺪ و ﮐﻔﻦ ﻧﺸﺪ، ﺗﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻋﺮش رﺳﯿﺪه ات
ز ﺧﻮﺷﯽ ﻋﻤﺮ ﺑﺮﯾﺪه ام، ﺑﻪ ﻋﺰای ﺣﻠﻖ ﺑﺮﯾﺪه ات
ﮔﻞ ﮔﺮﯾﻪ ھﺎم ﺷﮑﻔﺘﻪ از، ﮔﻞ روی ﺧﺎر دوﯾﺪه ات
دِل دﯾﺪه داغ ﺑﺮادر و ﮐﻤِﺮ ز ﻏﺼﻪ ﺧﻤﯿﺪه ات …
ﻟﺐ ﺷﯿﺮ ﺧﻮاره ﺗﺮک ﺗﺮک، ﻧﺮﺳﯿﺪ ﺳﺎﻗﯽ ﺗﺸﻨﻪ ھﺎ
ﭼﻮ ﻋﻤﻮ ﻓﺘﺎد ﺑﻪ ﺧﺎک و ﺧﻮن:
ﻗﺘﻞ اﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﮑﺮﺑﻼ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۲
سیب سرخ

مُحرِم می شوم به احرام حج عشق ، قربة إلی الله

 

 


 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۰
سیب سرخ

اکنون مرغان دشت جهاد هوایی شده‌اند. ولی شما مرغان وحشی کجا و ما اهلی شدگان در قفس عادات کجا. آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟ آیا امیدی برای ما هم هست؟

(بخشی از یادداشت ابراهیم حاتمی کیا در پی شهادت شهید همدانی)

ببخشید غیبتم طولانی بود .

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۷
سیب سرخ

نه فقـــــط بنده به ذات ازلــی می نـــــازد
ناشــــــر حکم ولایت به ولی می نـــــــازد
گــــر بنازد به علی شیـــعه ندارد عجبـــی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

عید سعید غدیر خم را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ، مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) ، مراجع عظام تقلید و همه ی عاشقان ، ارادتمندان و شیعیان تبریک می گوییم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۴ ، ۰۶:۰۳
سیب سرخ

غدیر نزدیک است . در روز 18 ذی الحجه و پس از ادای مناسک حج ، پیامبر به حاجیانی که در حال بازگشت از حج به دیار خود بودند امر فرمودند که همه مردم متوقف شوند و آنان که پیش رفته اند بازگردند و آنان که پشت سر هستند توقف کنند . پس از اجماع حاجیان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به بالای جایگاهی که در آنجا و به دست سلمان ، ابوذر و مقداد فراهم شده بود رفتند و طی خطبه ای غرا ، مسئله ی ولایت مسلمانان پس از خود را مطرح کردند...

غدیر یعنی آنان که رفتند بازگردند و آنان که عقب مانده اند خود را برسانند تا همه همراه ولایت حرکت کنند...

 اگر کشور ما و ملّت ما بخواهد در مقابل عناصر اذیّت‌کننده و موذی عکس‌العمل نشان بدهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود؛ ما تا حالا خویشتن‌داری کردیم. در قضایای متعدّدی خویشتن‌داری کردیم؛ دست ایران اسلامی از خیلی‌ها بازتر است، توانایی‌های ما، امکانات ما از خیلی‌ها بیشتر است؛ میدانند که اگر بخواهند هماوردی کنند با نظام جمهوری اسلامی، در هیچ صحنه‌ای حریف نمیشوند. ما رعایت ادب اسلامی، رعایت حرمت برادری در امّت اسلامی را نگه داشتیم؛ ما میتوانیم عکس‌العمل نشان بدهیم. اگر بنا شد عکس‌العمل نشان بدهیم، عکس‌العمل‌های ما خشن هم خواهد بود، سخت هم خواهد بود.



خوب شد این آقا را داریم و گر نه باید معنای اقتدار ، عزت و شجاعت را در کتاب ها مطالعه می کردیم...

عزت با بی بخاری به دست نمی آید . وقتی خواص موضع محکمی نمی گیرند ، دو پهلو و با ملاحظه صحبت می کنند ، باید آقا از خودشان مایه بگذارند . از همه ی خواص خصوصا دولت مردان ، نمایندگان مجلس انتظار هس که دنباله رو آقا باشند . مأموم واقعی کسی است که با گوشه چشم امامش ، تمام و کمال رفتارش را تنظیم کند.

اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۴ ، ۲۲:۳۵
سیب سرخ

میلاد امام علی النقی (علیه السلام) بر همگان مبارک.
  قالَ علیه السلام : مُخالَطَةُ الاْ شْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُم
امام هادی (ع) در حدیثی می فرمایند: همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۰
سیب سرخ

اهل دلی می گفت می دانید برای چه با گفتن "السلام علیک یا اباعبد الله السلام علیکم و رحمت الله و برکاته" ، ثواب یک زیارت امام را برایتان می نویسند ؟؟؟

در پاسخ گفت علت این است که افراد در کمترین زمان به امام حسین(علیه السلام) و حرمش متصل شوند و این ارتباط مستدام باشد.

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۲
سیب سرخ

ای کاش راهت از شب کوفه جدا شود - ختم به خیر این غم بی انتها شود

ای کاش نامه های سفیرت به تو رسد - یا باد با نوای دلم هم صدا شود

دم از علی و آل علی آنقدر زنم - تا کوچه ها پر از نفس مرتضی شود

آنقدر از حسین بخوانم که جان دهم - باشد که یک حسینیه اینجا بنا شود

افسوس زین جماعت سنگی بی وفا - باور نداشتم که یکی با وفا شود

اینجا مدینه است نه کوفه میا مخواه - زهرا دوباره عابر این کوچه ها شود

اینجا مدینه است نه کوفه بیا بخواه ـ تا بزم روضه ی زهرا به پا شود

افتاده ام به یاد تو و روضه خوانی ات - از مادری که رفت ، خودش خون بها شود

تا در حضور فاطمه حس کرد زد به سر - دلشوره داشت بانی یک ماجرا شود

یادش نرفته بود که هر صبح با ادب ـ جبرییل میرسید کمی خاک پا شود

با التماس گفت به مادر بمان میا - تامانع جسارت یک بی حیا شود

در بود و شعله بود و حرامی به پشت در - میخواست با حرارت در آشنا شود

فرصت نداد شعله فقط کار خود کند - مهلت نداد تا که در بسته وا شود

زینب صدای فضه به دادم برس شنید - کوشید مادر از در و آتش جدا شود

اینجا میا که فاطمه ات جای دوش تو - در حلقه ی فشرده ی زنجیر جا شود

بد جور چشم زجر مرا زجر میدهد - ای وای اگر که همسفر بچه ها شود

خولی تنور خانه ی خود گرم میکند - شاید که میزبان سری آشنا شود

اینجا میا که روی سرت شرط بسته اند - روزی رسد که گیسویت از نی رها شود

تقصیر نیزه نیست که سر بی تعادل است - کافیست نیزه دار کمی جابه جا شود

می افتی و به روی زمین غلط میخوری-می افتی و سر تو به خاک آشنا شود

 

 

ای کاش راحت از شب کوفه جدا شوم - ختم به خیر این غم بی انتها شوم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۳
سیب سرخ